۲۷ نتیجه برای پوست
، کاویانی احمد، عطایی فشتمی لیلا، فاتح محسن، شیخ بهایی نسیم، قدسی مریم،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۸۴ )
چکیده
هدف: در حال حاضر از فتودینامیک درمانی برای درمان برخی از بدخیمیها استفاده میشود. با این وجود هنوز به دلیل تفاوت در نوع حساسگرهای نوری و پرتوی مورد استفاده پاسخ به درمان متفاوت است. در این مطالعه سعی شده میزان پاسخ درمانی حساسگر نوری فتوهم در درمان سرطان سلولهای پایهای پوست (BCC) مورد بررسی قرار گیرد.روش بررسی: ۳۰ ضایعه روی سرو گردن شش بیمار بررسی شد. بیماران از بین افرادی انتخاب شدند که منعی برای انجام جراحی و بیهوشی عمومی داشتند یا مایل به جراحی و رادیوتراپی نبودند. ماده حساسگر نوری، یکی از مشتقات هماتوپورفیرین بود که به صورت داخل وریدی تجویز شد. بیماران توسط لیزر دیود تحت درمان قرار گرفتند. سطح ضایعات بیمار قبل از شروع درمان و در روزهای سوم، هفتم، پانزدهم و ماههای اول، دوم، سوم و ششم پس از درمان اندازهگیری و میزان پاسخ بر مبنای پاسخ بالینی و درصد کاهش سطح ضایعه ارزیابی شد.یافتهها: بعد از یک جلسه درمان، شش ضایعه (سه ضایعه سطحی، یک ضایعه ندولار، یک ضایعه زخمیو یک ضایعه مورفهآفرم) در ارزیابی ماه سوم بهبود کامل نشان دادند؛سه ضایعه (یک ضایعه ندولار، یک ضایعه سطحی و یک ضایعه زخمی) پاسخ خوب داشتند، سه ضایعه (دو ضایعه زخمی و یک ضایعه پیگمانته) پاسخ نسبی داشتند و هجده ضایعه (یک ضایعه زخمی و هفده ضایعه پیگمانته) پاسخی به درمان ندادند.نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که فوتودینامیک درمانی در BCCهای سطحی میتواند نتایج رضایتبخش درمانی و زیبایی داشتهباشد. اکثر ضایعات پیگمانته در این مطالعه پاسخ مناسبی نشان ندادند. در نهایت به نظر میرسد فتودینامیک تراپی روشی موثر در درمان BCCهای سطحی است.
، افشارپاد میترا، قبادی احسان، توتونچی سروناز، عسگری مسعود، افشارپاد ماندانا، علی نقی زاده محمدرضا،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۸۴ )
چکیده
هدف: رد مزمن پیوند یک روند ایمونولوژیک است که در دسته واکنشهای حساسیت تاخیری نوع IV دسته بندی میشود و اصلیترین فاکتور شناخته شده در این روند سلولهای لنفوسیتی TCD ۸+ و لنفوکاینهای مترشحه از لنفوسیتها میباشند. با توجه به اثرات مدولاتوری سیستم ایمنی، لیزرهای کم توان شاید بتوان از این اثر در کاهش سطح این لنفوکاینها و ممانعت از رد استفاده کرد.روش بررسی: در شرایط استریل پوست از پشت موش MNL به پشت موش BALB/c پیوند شد و به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. موشهای گروه مورد روزانه تحت تابش لیزر کم توان هلیم - نئون (۸/۶۳۲ نانومتر و J/cm۲ ۴) به مدت ۱۴ روز قرار گرفتند. بررسی ماکروسکوپی و میکروسکوپی در روزهای ۳ ،۵ ،۱۰ و ۱۵ انجام شد.یافتهها: نتایج در جداول ۱ تا ۹ آورده شده اند که از این بین تنها ضخیم شدگی اپیذرم در گروه case به گونه significant از گروه کنترل بیشتر بود.نتیجهگیری: شاید علت افزایش قابل توجه اپیدرم در گروه مورد را بتوان به اثرات محرک تقسیم سلولی نسبت داد. دوز نامناسب تابش و حتی نا توانایی لیزر کم توان برای مهار سیستم ایمنی به تنهایی میتوانند از علل عدم موفقیت مطالعه فوق باشد.
سحر مقیمی، محمد حسین میران بیگی، پروین منصوری،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۸ )
چکیده
خلاصه
هدف
معرفی شده است
م یتوان با تصویر برداری قبل و بعد از عمل از ناحیه مورد نظر، شرایط بافت را از دیدگاه بازسازی مورد بررسی قرار داد
: در این مقاله با استفاده از تصویر برداری اولتراسوند با فرکانس بالا، یک روش ارزیابی غیر تهاجمی و عددی برای. با بکارگیری این ابزار Pulsed Dye laser بررسی میزان اثر بخشی بازسازی پوست با استفاده از.Pulsed Dye
مراجعه کرده بودند گرفته شد
روش بررسی: تصاویر اولتراسوند با فرکانس بالا از ۳۰ بیمار که برای بازسازی پوست توسط دستگاه. با استفاده از رو شهای پردازش تصویر دو نشانگر از تصاویر استخراج شد که ترکیب laserآنها به یک معیار مناسب برای بررسی اثر بخشی بازسازی پوست انجامید
.p<
۰/ یافته ها: نشانگرهای استخراج شده از تصاویر در اکثر حال تها روند رفتاری معنی داری را طی می کردند و با ۰۵قادر به تفکیک تصاویر قبل و بعد از عمل از یکدیگر بودند
قادر به تشخیص درست سیر بافت از قبل به بعد از عمل بود
. رابطه ارایه شده با استفاده از ترکیب نشانگرها در ۸۷ % حال تها.نتیجه گیری
عددی مورد مطالعه قرار داد
: می توان با استفاده از معیار تعریف شده، تغییرات بافت را در اثر عمل بازسازی لیزر به روشی غیر تهاجمی و. معیار معرفی شده قادر است بهبود بافت از دیدگاه کلاژن سازی را تشخیص دهد.
پروین منصوری، فاطمه نوش آبادی، محمدحسین میران بیگی، عزالدین مهاجرانی،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۸-۱۳۸۸ )
چکیده
طبقه بندی و شناسایی رنگ پوست افراد در بسیاری از کاربردهای تشخیصی و درمانی، هم چنین تعیین
ضروری است
طی فهای انداز هگیری شده توسط دستگاه اسپکتروفتومتر ارائه شده است
برای تفکیک رنگ ،
پوست تیره از پوست روشن طبقه بندی شدند
جداسازی و طبقه بندی این دو گروه از هم هستند
. در این تحقیق، روشی برای تعیین ویژگ یهای کمی مرتبط با رنگدانه های پوستی، ملانین و هموگلوبین از روی. در مرحله بعد ویژگی های استخراج شده با استفادهSVM از سه طبق هبندی کننده مختلف، طبق هبندی کنند ههای نزدیکترین همسایگی، شبکه های عصبی و. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ویژگی های در نظر گرفته شده قادر به.
مه سا حسینی صنعتی، گیتی ترکمان، مهدی هدایتی، منیژه مختاری،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف
بر تنش، کرنش، قدرت
کشش، مدول الاستیک بافت، سطح زیر منحنی نیرو
زخم تمام ضخامت پوستی نمونه های موش صحرایی بود
۲۰۰
و کنترل تقسیم شدند
: نتایج متفاوتی از اثر لیزر کم توان بر فازهای التهابی، پرولیفراسیون و تجدید مدل بافت در حال ترمیم گزارش(Ga-As) ۹۰۴ nm و (He-Ne) ۶۳۲/۸ nm شده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر دو لیزر- تغییر طول و میزان بسته شدن سطح زخم، پس از ۲۱ روز التیام در.گرم - با وزن ۳۵۰ ،Sprague-dawley جنس نر، ن ژاد ،(Rat) روش بررسی: در این مطالعه از ۳۰ موش صحرایی(هر گروه ۱۰ نمونه). Ga-As ،He-Ne استفاده شد. این حیوانات به طور تصادفی به سه گروه لیزر۲
سانتی متر در قسمت ستون فقرات پشتی ایجاد شد. درمان از روز / در تمام نمونه ها، برش پوستی تمام ضخامت به طول ۵با شدت
جلسه درمان مساحت سطح زخم ثبت گردید
۲ ژول بر سانتی متر مربع انجام شد و پس از هر Ga-As و He-Ne ۱ تا ۲۱ به صورت یک روز در میان با لیزر. در روز ۲۱ آزمون کشش یک محوری انجام شد و پس از ثبت منحنی تنش-کرنش و نیرو
مدول الاستیک و سفتی
- تغییر طول، ویژگی های بیومکانیکی بافت (مقاومت کششی بافت، تنش، کرنش، میزان انرژی جذب شده،) محاسبه شد. از تمام نمونه ها، جهت بررسی پارامترهای بیومکانیکال نمونه برداری شد.یافته ها
جذب شده در بافت، کرنش، حداکثر مقاوت کششی بافت، تغییر طول در پوست زخم نسبت به پوست سالم به دنبال درمان
: هر دو نوع لیزر منجر به تسریع در بسته شدن سطح زخم شدند. افزایش درصد بهبود ویژگ یهای حداکثر انرژی.
(P< با گروه کنترل معنادار بود ( ۰,۰۵ Ga-As با هر دو نوع لیزر دیده شد که این اختلاف در گروهنتیجه گیری
ویژگی های مکانیکی بافت ترمیم شده مؤثرتر باشد
: به نظر می رسد لیزر گالیوم آرسناید به دلیل اثر گذاری بیشتر در مکانیس مهای پرولیفراسیون سلولی، در بهبود.
احسان زارع بیدکی، فرزاد زرگری، پروین منصوری، احمد ملکیان بروجنی، پروانه نجف یزاده،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
در بیماری پسوریازیس توسط پردازش تصویر PASI زمینه و هدف: این مطالعه به منظور تعیین پارامتر سطح در استاندارد.
روش بررسی
و انتخاب
یک مقدار آستانه ای توسط کاربر، جهت تفکیک پلا کهای پوستی از تصویر استفاده م یکند
: در این مقاله با استفاده از پردازش تصویر یک روش نیمه اتوماتیک کامپیوتری ارائه می شود که پارامتر سطحYCbCr از فضای رنگی Cr اندازه گیری می کند. این روش از هیستوگرام مربوط به پارامتر PASI را در استاندارد. این روش بررسی ۲۰ تصویر از ۵بیمار پسوریازیس صورت گرفت
۹۱ %
.می باشد. / ۹۵ % و در ۳ تصویر باقی مانده ۸ / یافته ها: دقت بدست آمده با این روش در ۱۷ تصویر بیش از ۴نتیجه گیری
سفید هستند و همچنین پوس تهایی که دارای مو بوده را، دارا می باشد که این ویژگی برتری روش ارائه شده نسبت به
روش های موجود می باشد
: این روش توانایی اندازه گیری پلاک های ساده (بدون پوسته) و پلا ک هایی که به همراه پوسته های نقره ای.طراحی شده است
امید صراف زاده، محمد حسین میران بیگی، پروین منصوری ، پژمان قاسمی ،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: بخشی از نور قطبیده خطی که به پوست تابانده میشود، توسط لایههای سطحی متفرق شده و به سرعت توسط. تفکیک چنین نور تفرق سطحی از کل نور انعکاسی.: برای این منظور دو تصویر توسط سیستمی که شامل یک پلارایزر خطی در مقابل دوربین (آنالایزر) و یکIpar پلارایزر خطی در مقابل منبع نور است، اخذ میشود. تصویر اول.. تصویر Iper یافته ها: تصویر دوم. Pol=(Ipar- Iper) / ( Ipar+ Iper)
امکان استخراج مرز ضایعات را با خطای کمتری فراهم میآورد
همچنین تفسیر کیفی آن در ارزیابی بیماری های پوستی و بررسی روند درمان مفید است
. و Pol نتیجه گیری : نشان داده شده است که تصویر.فیبرهای کلاژن و ذرات تفرقدهنده موجود در پوست، دپلاریزه میشود
امکانپذیر است
روش بررسی
است که در تشکیل آن، جهت پلارایزر با آنالایزر
موازی م یباشد
است که در تشکیل آن، جهت پلارایزر عمود بر جهت آنالایزر است
که بر مبنای نسبت پلاریزاسیون است تشکیل میشود
حمید نادگران ، پرویز الهی ، لیلا خلفی ،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
خلاصه
زمینه و هدف: در این مقاله برهمکنش فوتوگرمایی لیزر CO۲ با لایه اول پوست به ضخامت ۱۰۰ مدلسازی شده است. برای اینکار توزیع دما ناشی از گرمای ایجاد شده تحت تابش لیزر برروی پوست به طور کامل و به صورت تحلیلی بررسی گردیده و تغییر دمای ایجاد شده برای لیزر با توانهای مختلف در نقاط گوناگون پوست در زمانهای مختلف محاسبه شده است.
روش بررسی: در این نظریه بخشی از پوست را به صورت صفحه شبیه سازی کرده با توجه به معادله انتقال گرما در حالت غیر پایا، دمای درون پوست تحت تابش بررسی گردیده است. تأثیر زمان، عمق و توان بر تابع توزیع دمای پوست مورد تحلیل قرارگرفته است. همچنین دما بر روی سطح پوست در زمانهای مختلف و توانهای مختلف نیز بررسی شده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان میدهند که یک بیشینه افزایش دما در عمق ۲۳/۱ و بعد از گذشت ۱ میلی ثانیه در ناحیه اپی درمیس اتفاق می افتد که بکارگیری لیزرهایی با توان های بیشتر از mW ۷۰۰ را با مشکل مواجه میکند. اهمیت این افزایش سریع دما که با چگالی های تابشی بیشتر از ۱۶ اتفاق می افتد، می تواند پوست را به آستانه سوختگی ببرد.
احمد ملکیانبروجنی، فرزاد زرگری اصل، پروین منصوری، احسان زارعبیدکی، پروانه نجفی زاده، رضا چلنگری، کاتالین مارتیچ چلنگری،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه : این مطالعه جهت تعیین پارمتر سطح در استاندارد PASI در بیماری پسوریازیس با تشخیص لبه در پردازش تصویر طراحی شده است.
روش بررسی: در این مقاله با استفاده از روش تشخیص لبه در یک روش نیمه اتوماتیک کامپیوتری ارایه می شود که برای محاسبه پارامتر سطح در استاندارد PASI در فضای رنگی CIE_LAB و انتخاب آستانه خودکار جهت تفکیک پلاکهای پوستی از تصویر استفاده می کند. در این روش از ۱۵ بیمار با بررسی بیش از ۲۰ تصویر برای هرکدام صورت گرفته است.
یافته ها: پس از بررسی تصاویر بیماران با این روش در ۶۵ درصد موارد دقت تشخیص تصویر بالای ۹۰ درصد در ۳۰ درصد ببین ۸۰ تا ۹۰ درصد و در ۵ درصد بین ۷۰ تا ۸۰ درصد می باشد.
نتیجه گیری: یکی از مزایای مهم این روش حذف خودکار موی سر چشم و نویزهای موجود است. همچنین در این روش می توان کمترین دخالت دستی در اجرا به دست آورد. با توجه به مشخص بودن لبه بیماری از پوست و وابستگی رنگ نوع پلاکها به رنگ پوست میتوان با مطالعه جامعتر در زمینه پزشکی و پوست به اطلاعات کاملتری از آن دست یافت. و این از برتری های این روش ارایه شده می باشد.
مه سا حسینی صنعتی، گیتی ترکمان،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
بررسی تعامل لیزر و بافت از مباحث بسیار پر اهمیت در حیطه درمان است. بسیاری از مطالعات In vitro سعی در شناخت این تعامل داشته اند تا دلایل اثر گذاری لیزر در ترمیم زخم را توجیه نمایند. مهمترین مکانیسم های طرح شده در این حیطه شامل اثر لیزر کم توان بر کوتاه کردن مرحله التهاب بافت و تسریع در شروع مرحله تکثیر سلولی ،اثر ضد باکتریال، اثر بر عملکرد میتوکندری سلول، افزایش خونرسانی بافت و روند تغییرات پتانسیل غشا سلول است که نهایتا می تواند سبب تسریع در بسته شدن زخم پوستی باشد.
در این مطالعه سعی شده است مهمترین مکانیسم های احتمالی طرح شده در رابطه با مکانیسمهای اثر گذاری لیزر کم توان، با استناد به مطالعات انجام شده بررسی گردد.
سعید علیخانی، عزالدین مهاجرانی، محسن عرفانزاده،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: آگاهی از میزان تجمع رنگدانهها در ضایعات پوستی، به تشخیص درست بیماری کمک میکند. همچنین برای کنترل روند درمان در روشهایی که از نور برای درمان ضایعات استفاده میشود مفید است. اسپکتروسکوپی ابزار لازم را برای بررسی کمی پوست فراهم آورده است. محدودهی طولی موجی وسیع، سرعت و سهولت استفاده از مزایای این روش هستند. ولی به دلیل اینکه طیف جذبی رنگدانهها از هم جدا نیستند و رویهم افتادگی دارند، تفکیک شدت هر رنگدانه در طیف شلوغ پوست نیاز به روشی علمی دارد.
روش بررسی: در این مطالعه طیف انعکاسی ۵ نقطه مختلف از پوست ۱۰ نفر داوطلب گرفته شده و طیف حاصل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است. داوطلبین در محدودهی سنی ۲۸-۲۴ سال و از هر دو جنسیت انتخاب شدهاند. با استفاده از نرمافزار و روش برازش گاوسی، طیف به دست آمده بر اساس زیرپیکهای رنگدانههای موجود در پوست برازش شده و شدت هر زیرپیک به دست میآید. برای تایید صحت کار دو مقایسه انجام شده است. در مقایسه اول که صحت کار تجربی را نشان میدهد، طیف نواحی مختلف پوست اشخاص مورد ارزیابی قرار گرفته است. ملاک این ارزیابی سرخی و مقدار خونی بوده است که در این قسمت از پوست وجود داشته است. در مقایسهی دوم صحت برازش مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور نسبت دیاکسی هموگلوبین به اکسی هموگلوبین طیف لب افراد با هم مقایسه شده است. این نسبت به نوعی تعیین کننده تیرهگی لب افراد است. شدت زیر پیک مربوط به این رنگدانهها برای دو نفر که یکی لب تیره و دیگری روشن دارد استخراج شده و با هم مقایسه گردیده است.
یافتهها و نتیجهگیری: در این مطالعه سعی شد تا روشی برای کمی کردن اثر رنگدانهها در طیف ارائه شود. این کار بر اساس برازش طیف جذبی نواحی مختلف پوست بر اساس پیک جذبی رنگدانهها انجام شد. مقدار بالای ضریب همبستگی طیف تجربی و نمودار حاصل از برازش دقت خوب کار را نشان میدهد. برای تایید صحت کار تجربی از آزمون مقایسهی سرخی نواحی مختلف پوست استفاده شد و برای تایید صحت برازش از تیرهگی لب به عنوان شاخص استفاده گردید. هر دو این آزمونها صحت کار را تایید میکنند. با این روش میتوان تغییر میزان رنگدانهها در یک ناحیه از پوست که به علت مشکل و یا بیماری به وجود آمده است را به صورت کمی بیان و به تشخیص درست بیماری کمک کرد.
سمانۀ مطیعی، سیدحجتاله مؤمنی ماسوله، مجید حسنپورعزتی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: یکی از کاربردهای امروزی لیزر در پزشکی افزایش دمای پوست با هدف درمانی است. شبیهسازی عددی روش مناسبی را برای تخمین تغییرات دما در سه لایۀ مختلف پوست فراهم میکند که امکان اندازهگیری مستقیم این تغییرات دما توسط دستگاههای موجود در شرایط میکرو و نانو ممکن نیست.
روش بررسی: مدل پوست سهلایهای در سه بُعد به عنوان محیط بررسی، تابش پرتوی لیزر به عنوان منبع تولید حرارت و یک رگ مرکزی به عنوان عامل اثرگذار بر دمای عمقیترین لایۀ پوست در نظر گرفته شدند. اطلاعات مربوط به پوست واقعی و شکل تعدیل شدهای از معادلۀ انتقال گرمای زیستی پنس برای به دست آوردن تخمینی از تغییرات دمای لایههای مختلف پوست در شرایط میکرو مورد استفاده واقع شدند. علاوه بر این از مدل اختلاف فاز دوگان برای انجام محاسبات مشابه در سطح نانو استفاده شد.
یافتهها: بر اساس این مدل، دما در لایههای مختلف پوست از سطح تا عمق با شیب متفاوتی در هر لایه در شرایط میکرو و نانو کاهش مییابد. همچنین دما در سطح پوست با دور شدن از مرکز تابش لیزر روند کاهشی دارد. چرخش کانون لیزر در محیط یک دایره در سطح پوست سبب شد تا در هر دو شرایط محاسباتی (میکرو و نانو) دمای بافت پوست در هر نقطه مرحله به مرحله شروع به افزایش کند. شیب تغییرات دما در لایۀ حاوی رگ خونی نسبت به دو لایۀ فوقانی از شیب ملایمتری برخوردار بود.
نتیجهگیری: میزان تغییرات دما در لایههای مختلف پوست از لایهای به لایۀ دیگر در شرایط میکرو و نانو با هم متفاوت است و حضور رگ خونی در لایۀ تحتانی پوست تا حدود زیادی از شدت دمای لیزر در این لایه میکاهد.
فاطمه مزارعی، غلامرضا هنرآسا،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: روش تابش جزئی یک روش لیزردرمانی برای جوانسازی پوست، درمان چروکهای نازک و عمیق، برطرف کردن جای زخم یا سوختگی و درمان ضایعات سطحی پوست است. در روش تابش جزئی، شبکهای از لکههای لیزر با قطر یکسان به پوست میتابد. در این روش تنها بخشی از ناحیۀ انتخابی آسیب میبیند و ناحیههای دیگر درون پوست دستنخورده و سالم باقی میماند و پوست سریعتر بهبود مییابد.
روش بررسی: با حل معادلۀ انتقال گرما برای بافت پوست بهازای تابش سرتخت و گاوسی یک لیزر Nd:YAG، توزیع دما درون بافت بهدست میآید. سپس با استفاده از بیشترین و کمترین مقدار دمای درون بافت، درصد تابش جزئی و عمق تابش جزئی برای پرتوی ورودی سرتخت و گاوسی محاسبه و با یکدیگر مقایسه میشود.
یافتهها: عمق تابش جزئی برای پرتوی سرتخت بیشتر از پرتوی گاوسی است و براساس میزان عمقی از بافت که برای درمان نیاز است، از پرتوی ورودی گاوسی یا سرتخت استفاده میشود.
نتیجهگیری: اهدف این مقاله شبیهسازی رفتار گرمایی بافت پوست در روش تابش جزئی است. نتایج شبیهسازی نشان میدهد با افزایش عمق، اختلاف بیشترین و کمترین دمای درون بافت کم میشود. همچنین هرچه فاصلۀ بین لکهها زیادتر شود، عمق نفوذ مؤثر لیزر درون بافت کاهش مییابد.
تورج غفاری، سارا محمدی بیلانکوهی،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: درسالهای اخیر، پیشرفتهای قابل توجهی در تکنولوژی ساخت لیزر نزدیک مادون قرمز بهوجود آمده که استفاده از لیزرهای ارزان در محدودۀ طیفی ۱۰۰۰ تا ۱۹۰۰ نانومتر را ممکن ساخته است. چگونگی استفاده از پرتوهای اینگونه از لیزرها برای درمان به نحوۀ انتشار نور در بافت و تحلیل دادهها بستگی دارد.
روش بررسی و یافته ها: در این مقاله شبیهسازی انتشار نور در محدودۀ طول موج از ۱۰۰۰ تا ۱۹۰۰ نانومتر در پوست انسان با استفاده از روش مونتکارلو با واریانس کاهش یافته صورتگرفته است. پساز انجام محاسبات و شبیهسازی مشخص گردید۹۰ درصد میزان جذب در لایۀ زیرپوستی و ۴۸ درصد جذب در لایۀ میانی پوست به ترتیب با استفاده از طول موجهای ۱۷۸۰ و ۱۵۵۰ نانومتر به دست میآیند. درمورد انتقال توان به لایۀ میانی برای مقادیر کمتر از ۱۵۰ از طول موج ۱۳۵۰ نانومتر و برای مقادیر جذب بیشتر از ۲۵۰ باید از طول موج ۱۵۵۰ نانومتر استفاده گردد. به نظر می رسد طول موج ۱۷۸۰ نانومتر بیشترین انتقال توان به لایۀ زیر پوستی را نشان میدهد.
مریم علیان نژادی، امیرحسین ملازاده، مهران مین باشی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: هایپرترمی با لیزر یکی از امیدبخشترین شیوه های غیرتهاجمی درمان سرطان است. افزودن نانومیله های طلا به بافت باعث بهبود قابل توجه در فرآیند درمان میشود. کنترل دما به منظور افزایش دما و حفظ بافت سالم درطی فرآیند درمان الزامی است. در این مقاله فرآیند درمان سرطان پوست با لیزر و نانومیله های طلا شبیه سازی و مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین در این مقاله برای اولین بار توزیع دما در بافت پس از توقف تابش لیزر مورد بررسی قرار گرفته است.
نظریه و روش: تومور و دامنۀ فیزیکی به صورت استوانه هایی به ترتیب با شعاع و ارتفاع (۵ ،۱۰) و (۱۰ ،۲۰) میلی متر درنظر گرفته شده و نانومیله های طلا با غلظت ۰۰۱/۰ درصد و به طور یکنواخت در ناحیۀ تومور توزیع شده است، سپس ناحیۀ تومور تحت تابش لیزر با شدت W/cm۲ ۱ قرار گرفته است. شبیه سازی ها براساس حل همزمان معادلۀ بیوگرمایی، معادلۀ آرنیوس و با درنظرگرفتن جذب نور لیزر در تومور، نانومیله های طلا و بافت بیمار و با به کاربردن مدل کریبیج-ولمر و با روش المان محدود FEM انجام شده است. در شبیه سازی ها تأثیر پراکندگی نور لیزر، گرمای متابولیک، رسانش بافت و تومور و نیز نرخ پرفیوژن خون درنظرگرفته شده است.
یافته ها: نتایج تحقیقات نشان میدهد که بیشترین مقدار افزایش دما در سطح و در مرکز تومور وجود دارد و دما در این ناحیه تا ۹۸ درجۀ سانتیگراد افزایش می یابد و با دورشدن از این نقطه در راستای شعاعی و راستای محور z میزان افزایش دما کاهش می یابد. همچنین نقطۀ مرکزی دارای بیشترین شیب افزایش کسر تخریب می باشد و این شیب همانند دما با دور شدن از نقطۀ فوق کاهش می یابد. نتایج بررسی تأثیر شدت و زمان تابش لیزر نشان داد که این دو کمیت تأثیر زیادی در فرآیند درمان دارند به طوریکه انتخاب نادرست آنها می تواند منجربه عدم تخریب کامل تومور شود. همچنین نتایج نشان داد که مقدار دما پساز توقف تابش لیزر کاهش پیدا میکند و دمای تمام نقاط بافت و تومور پس از ۸۰ ثانیه از توقف تابش به کمتر از ۴۴ درجۀ سانتیگراد می رسد که دمایی ایمن برای بافت می باشد.
پرویز زبده، علیرضا محرابی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: امروزه به کارگیری لیزر درجراحی و درمان، گسترۀ وسیعی از پژوهش های محققان و دانشمندان را به خود اختصاص داده است. یکی از مهمترین خصوصیات رفتاری لیزر به هنگام برخورد با بافت، اثرات گرمایی و حرارتی آن میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش با توسعۀ حل تحلیلی و محاسباتی معادلات حاکم بر انتقال حرارت در بافت پوست سر به هنگام برخورد باریکۀ لیزر با آن، نتایج قابل ملاحظه ای جهت هدایت گرمایی و کنترل دقیق توزیع دما در بافت و اثرات ناشی از آن حاصل گردید به نحویکه با حداقل آسیب به بافت های سالم در مجاورت سلول ها وتومورهای بدخیم، درمان به شکل مؤثر صورت پذیرد.
یافته ها: پاسخ و نمودار به دست آمده از تغییرات دما برای عمق لایۀ اپیدرمیس و مدت زمان تابش، حاکی از این مطلب می باشد که باتوجه به پایین بودن سطح گرمای ویژه در بافت پوست سر، به کارگیری لیزرهای با توان بیش از ۶۵۰ میلیوات آسیب حرارتی در بافت سالم را پیش روی خواهد داشت. مدل سهبعدی یافته شده به صراحت نشان می دهد که با افزایش زمان تابش به سرعت در عمقی حدود ۱۰۰میکرومتر از لایۀ اپیدرم بیشینۀ جذب حرارت صورت میگیرد و تغییر دما تا حد۲۰ درجۀ کلوین خواهد بود. نتایج نشان می دهد که با درنظرگرفتن اثرمتابولیسم سلولی، افزایش دما در ناحیۀ اپیدرمیس را شاهد خواهیم بود، اما، با استفاده از مدل جریان دما در پوست و نیز درنظرگرفتن جریان خون و عوامل موضعی خنک کنندۀ هدایتی، همرفتی و تابشی می توان به صورت پارامتریک روند افزایش دمای بافت را به نحو چشمگیری کند کرد.
مریم سلیمی نسب، فرزاد شیرزادی تبار،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه: در مقایسه با نانوذرات فلزی توپر، نانوپوستههای فلزی مُدهای پلاسمونی تنظیمپذیری را در ناحیۀ نزدیک مادون قرمز، جایی که جذب بافت زیستی کمترین است، نشان میدهند.
روش بررسی: برای بهدست آوردن خواص پلاسمونیکی نانوپوستۀ کروی سهلایه، میدان الکتریکی موضعی تقویت شده که بهصورت نسبت میدان الکتریکی موضعی در هر نقطه روی سطح نانو پوسته به میدان الکتریکی فرودی خارجی تعریف میشود، با استفاده از تقریب شبه استاتیک محاسبه شده است. با حل معادلۀ لاپلاس کروی در سهبعد و اعمال شرایط مرزی، میدان الکتریکی در هر ناحیه (داخل هستۀ نقره، لایۀ دیالکتریک میانی، پوستۀ خارجی نقره) محاسبه شده است. قلههای تشدید طیف پراکندهشدۀ نانوپوسته نسبت به تغییرات خیلی کوچک در ضریب شکست محیط اطراف حساس است. بنابراین، میتوان حساسیت نانوپوسته را، که بهصورت شیب نمودار اختلاف بین قلههای تشدید طیف پراکندهشده بر حسب ضریب شکست محیط اطراف (Δλ/Δn) تعریف میشود، محاسبه کرد.
یافتهها: نتایج محاسبات نشان میدهد که نانوپوستۀ طراحیشده با داشتن قلههای پلاسمون در ناحیۀ مرئی امکان شناسایی بیومولکولهای موجود در خون را فراهم میکند. ضریب شکست محلول هموگلوبین در ناحیۀ مرئی از ۴۱۳/۱ تا ۴۳۸/۱ است که با توجه به نتایج بهدست آمده، چنین تغییراتی در ضریب شکست محیط اطراف یک زیستحسگر دارای ضخامت پوستۀ نقره کمتر (حداکثر تا ۳ نانومتر) با حساسیت ۳۷۱,۱ nm/RIU قابل شناسایی است. همچنین، در سیستم نانوپوسته با شعاع هستۀ کوچک یا دیالکتریک با ضخامت بیشتر، حساسیت بیشتر است. حساسیت نانوپوسته با شعاع هستۀ ۲۳ نانومتر برابر با Δλ/Δn= ۳۱۵,۷ nm/RIU است.
نتیجهگیری: طیف پلاسمونی نانوپوسته دارای دو قلۀ تشدید پلاسمون در ناحیۀ مرئی است که شناسایی دو مولکول را امکانپذیر میسازد. نانوپوسته خواص پلاسمونیکی تنظیمپذیری را از خود نشان میدهد. در سیستمی با ضخامت پوستۀ نقره کمتر، دو قلۀ تشدید طیف پراکندهشدۀ نانوپوسته کاملاً مشخص و حساسیت سیستم بیشتر است. علاوه بر پارامترهای هندسی، ضریب شکست محیط اطراف نیز طیف پلاسمونی نانوپوسته را تحت تأثیر قرار میدهد که از این ویژگی در حسگری به روش جابهجایی طول موج تشدید پلاسمون میتوان استفاده کرد. بهعنوان نمونه، کوچکترین تغییر در غلظت خون و سطح اکسیژن در آن با حساسیت بالا قابل شناسایی است.
درسا قویدل نژاد، مینا سادات نادری، سید مهدی طبایی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
ترمیم زخم فرآیند بازسازی ساختاری و عملکردی بافتهای صدمهدیده است. ترمیم زخم از جهاتی دارای اهمیت بسیار است بهدلیل اینکه پوست اولین عامل محافظت از بدن در مقابل عوامل بیرونی است. صدمه به پوست میتواند منجر به آلودگی و برهم زدن هموستاز بدن شود. مکانیسمهای ترمیمی بعد از زخم عبارتاند از هموستاز، التهاب، تکثیر و بازسازی که این مراحل میتوانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. درطی فاز التهابی، نفوذپذیری رگی و جذب سلولی افزایش مییابد، منوسیتها به ماکروفاژها تمایز مییابند. بعد از چند روز از ترمیم زخم، فاز تکثیرآغاز میشود. در این فاز، فیبروبلاستها و کلاژنها در بافت تکثیر پیدا میکنند. فاز بازسازی منجر به ترمیم کلاژن و انقباض و کشیدگی زخم میشود. تعدادی از پروتئینها در فرآیند ترمیم زخم نقش دارند که عبارتاند از: فاکتور رشد فیبروبلاستی bFGF، آکلودین، کلودین-۱، سایتوکاینهای ضد التهابی، پروتئینهای اتصال محکم (Tight -Junction proteins)، اینترلوکین ۶ (IL۶)، اینترلوکین۴ (IL۴)، P۵۳، TNF-α (tumor necrosis factor alpha)، (transforming growth factor beta۳)TGF –β،IL۱, HSP۹۰،Fibulin -β۳ . باتوجه به اهمیت ترمیم زخم و اینکه پروتئینها نقش مهمی در فرآیند ترمیم زخم ایفا میکنند، در این مقاله پروتئینها و سایر عوامل مؤثر در ترمیم زخم بهویژه سلولهای بنیادی مورد مطالعه قرار گرفت که رویکرد مفیدی در جهت بهبود روشهای ترمیم زخم است. ازطرفی در زمینۀ بهبود ترمیم زخم عوامل سیستمیک و محلی وجود دارد که با بررسی این موارد میتوان عوامل تأثیرگذار و لزوم کنترل این عوامل را مورد توجه قرار داد.
پریسا منشاری، عزالدین مهاجرانی، افشان شیرکوند،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه: طیفسنجی بازتابی پخشی به عنوان یک روش غیر تهاجمی جایگاه و کاربردهای ویژهای در شاخۀ پزشکی پیدا کرده است که در آن نور با تابشی غیر مخرب وارد بافت بیولوژیکی میشود و در زمان خروج از بافت حاوی اطلاعات ارزشمند طیفی از موضع مورد نظر خواهد بود. در این تحقیق بررسی کمی تغییرات ضریب جذب کلی کروموفور هموگلوبین به عنوان عامل اصلی اکسیژنرسانی در خون و یکی از مهمترین فاکتورهای خونی نشاندهندۀ عوامل بیماریزا مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: این مقاله به شیوۀ مطالعۀ موردی به بررسی رفتار طیفی هموگلوبین و محاسبۀ مشخصۀ ضریب جذب در دو حالت غیرشفافسازی نوری و شفافسازی نوری بافت پوستی میپردازد. بدین منظور ۵ نمونۀ مرد داوطلب و با رضایت آگاهانه با شرایط آزمایشگاهی یکسان توسط تکنیک طیفسنجی بازتابی پخشی مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. آنالیز رفتار طیفی از نمونهها از طریق سه طیف اخذشده از ناحیۀ داخلی انگشت دست هر فرد در حالتهای بدون شفافسازی نوری مکانیکی بافت، حالت با شفافسازی نوری مکانیکی بافت و طیفسنجی بعد از حالت با شفافسازی انجام شده است.
یافته ها و نتیجهگیری: با ارزیابی کمی نتایج به دست آمده از تغییرات ضریب جذب و رفتار طیفهای مذکور مشخص گردید که مقادیر ضرایب جذب کروموفورهای اکسی و دیاکسی هموگلوبین حاصل از روش طیفسنجی در حالت با شفافسازی نسبت به حالت بدون شفافسازی کاهش مییابد و مجدداً با حذف عمل شفافسازی به حالت قبل از شفافسازی بازمیگردند. این نتیجه با توجه به مقادیر بهدست آمده از طریق محاسبۀ ضریب جذب کلی طیف از آنجا حائز اهمیت است که میتوان روش شفافسازی نوری مکانیکی را به عنوان روشی برگشتپذیر و امن ازنظر حفظ شرایط فیزیولوژیکی بافت در طیفسنجی به منظور کاهش پراکندگی نور درون بافت و کاهش ضخامت بافت پیشنهاد داد.
کتایون کبریتی، مینا سادات نادری، سید مهدی طبایی، سعید حسامی تکلو،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده
پوست، سدی بین بدن انسان و محیط خارجی است و بدن را در برابر عوامل شیمیایی و فیزیکی بیرونی محافظت میکند. در فرآیندهای متابولیک شرکت میکند، عملکرد بازجذب و تنظیم حرارت را انجام میدهد و اولین خط دفاع در برابر میکروارگانیسم های بیماریزا است. زخمها آسیب های فیزیکی هستند که منجر به باز شدن یا پارگی پوست می شوند و میتوانند باعث اختلالات فیزیکی و عملکردی شوند. بهبود زخم به عنوان یک فرآیند بیولوژیکی پویا و طبیعی در بدن است که شامل چهار مرحلۀ برنامه ریزی شده و همپوشان هموستاز، التهاب، تکثیر و بازسازی است. بسیاری از داروهای موجود برای مدیریت و درمان زخم علاوه بر اینکه گران هستند، مشکلاتی نظیر آلرژی و مقاومت دارویی را نیز ایجاد میکنند. به طور کلی گیاهان دارویی برای بهبود زخم ارزان، مقرون به صرفه و ایمن هستند. به طوریکه یکسوم از تمام داروهای سنتی برای درمان زخم ها و اختلالات پوستی استفاده میشود. با توجه به اهمیت گیاهان در ترمیم زخم این مقاله به بررسی تعدادی از مهمترین گیاهان دارویی ازجمله: Salvia (مریم گلی)، Plantago Major (بارهنگ) و Aleo Vera (آلوئه ورا)، Calendula (گل همیشه بهار)، Henna(حنا)، Pomegranate (انار)، Myrrh (مر حجازی)، Camellia sinensis(چای سبز)، Bambusa Vulgaris (بامبو)،Urtica dioica (گزنه) و Sesamum(کنجد) که در ترمیم و بهبود زخم مورده استفاده قرار گرفتهاند، پرداخته است.